راهنمای تلفنی برای گردشگر

تصور کنید به عنوان گردشگر وارد یه شهر جدید شدید و با هیچ کجای اون آشنا نیستید. در این وضعیت برای پیدا کردن یه رستوران خوب، یه مسجد و ... به یه راهنمایی فوری نیاز دارید که ظاهرا بهترین و سریعترین راه از نظر من سوال مستقیم از چند نفر از اهالی همون شهره. اما معمولا پیدا کردن افراد مطلع راحت نیست و بیشتر به شانس بستگی داره. استفاده از نقشه و اینترنت و ... هم که مشکلات خودشو داره.

پیشنهاد من ایجاد یک مرکز راهنمایی گردشگر به صورت تلفنیه و البته باید حداقل شامل ویژگیهای زیر باشه:

1. تماس به صورت مستقیم با اپراتور برقرار بشه و از روشهای تلفن گویا و تلفن هوشمند کاملا پرهیز بشه.

2. طبیعیه که اپراتور باید دارای سطح اطلاعات عمومی خیلی خوبی از شهر خودش باشه، آدرسها رو بشناسه و بتونه در مورد رستورانها، موزه ها، فروشگاهها و ... نظر بده.

3. برای جبران هزینه ها هم میشه از تبلیغات چند ثانیه ای قبل از آغاز مکالمه استفاده کرد. یا حتی معرفی رستورانها و فروشگاههایی که به عنوان اسپانسر بخشی از هزینه ها رو پرداخت کردن. به اپراتورهای داوطلب هم میشه فکر کرد!

نقشه هایی بر اساس حس و حال فردی

خیلی وقتا انتخاب جاهایی که برای رفتن انتخاب می کنیم، به حال و هوا و احساسات شخصیمون تو اون لحظه وابسته س. به این معنی که انتخاب یه نمایشگاه نقاشی، شهربازی، زیارتگاه و ... به عنوان مقصد، ریشه در احساسات ما و نیازهای روحیمون داره.

به نظرم میشه یه سری نقشه های گردشگری برای هر شهر طراحی کرد که توی اون، مکانها بر اساس پاسخگویی به نیازهای روحی تفکیک شده باشند. طوری که با یه نگاه به نقشه بشه نزدیک ترین مکانها برای زیارت، تفریح، خلوت و ... رو پیدا کرد.

دسته بندی ها رو میشه بر اساس یه نظر سنجی علمی پیدا کرد و البته بازی با رنگها هم می تونه به جذابیت بیشتر این نقشه کمک کنه.

مسابقه فوتبال بین داورها

زیاد اهل فوتبال نیستم. اما به نظرم اینکه در هر فصل لیگ برتر (یا هر سال)، یه بار همه ی داورها در قالب دو تیم با هم مسابقه ای بدن و اتفاقا چند تا از بازیکنان فوتبال هم (از همونایی که چند تا کارت قرمز و زرد گرفتن) نقش داور رو ایفا کنن، می تونه دیدنی باشه.

داور یعنی اینکه نود دقیقه دنبال توپ بدویی و نتونی یه ضربه بغل پا به توپ بزنی . . . آخه چرا؟

چرا حق السکوت؟

احتمالا علت اصلی اینکه عده ای قربانی پدیده ای به نام "حق السکوت" میشن اینه که شجاعت شکایت کردنو ندارن. یعنی می ترسن آبروشون بره یا اینکه خودشون به خاطر همون مساله گرفتار بشن. اما به نظر من چیزی که مهمه اینه که حکومت نباید به این مساله ی "باج گیری" بی تفاوت باشه.

شاید بشه با تدوین ساز و کار قانونی، بخش ویژه ای توی قوه قضاییه و پلیس ایجاد کرد که بدون پرداختن به موضوع اصلی، صرفا به مساله حق السکوت بپردازه. یعنی به صورت قانونی یه مصونیت قضایی برای فردی که مورد سوء استفاده قرار گرفته بده و مساله رو فقط از منظر جرم دوم که همون گرفتن حق السکوته مورد بررسی و پیگرد قرار بده.

دنبال آگهی می گردی؟

شاید بد نباشه اگه یه جوونمرد، صبح به صبح همه ی آگهی های روزنامه ها (یا چند تا روزنامه مهم) رو یه جوری بریزه توی یه پایگاهی؛ ملت هم بیخودی لای صفحات آگهی ها گرفتار نباشن. 

برای ثبت آگهی ها شاید بشه از تکنیکهای مختلفی استفاده کرد مثل پردازش تصویر و خواندن متن و ... اما به هر حال به نظر من کاملا ممکنه. آگهی ها می تونن هم از طریق یه سایت نمایش داده بشن و هم از طریق یه نرم افزار همراه. اما نباید فراموش کرد که امکاناتی مثل جستجوی متن، دسته بندی ها، ذخیره تماس و ... حتما باید براش وجود داشته باشه.

امیدوارم  بشه روی درآمد مالی این کار هم حساب کرد.

دونه ای چند؟

شاید برای شما هم پیش اومده باشه که بخواهید قیمت یه برگ دستمال کاغذی یا یه دونه شکلات (یا هر چیز دیگه ای که توی بسته بندیش چند تا از همونو داره) رو بدونید.

ظاهرا در حال حاضر تنها راه رسیدن به این هدف؛ تقسیم کردن قیمت کل بر تعداد کله! 

اما به نظرم میشه پایگاه اطلاع رسانی یا برنامه ای ساخت که اینکار رو به همراه یه تعداد خدمات جانبی دیگه برامون انجام بده. داشتن ابزارهای قوی مقایسه می تونه از برگ برنده های این طرح باشه. به این معنی که اگه شما علاقه مند شدید بدونید که هر دونه پوشک بچه با یه مارک خاص چند تومنی آب می خوره، برنامه مورد نظر ما لیست مقایسه ای از سایر برندها رو هم بر اساس قیمت برای هر دونه، به ما نشون بده.

آگهی های غیر ضروری

تقریبا هر روز تعداد ریادی آگهی مناقصه و مزایده، ثبت شرکت، انحصار وراثت و از این قبیل اعلانیه های حقوقی رو می بینیم که هر کدام در یک روزنامه چاپ شدن.

در نگاه اول شاید بر اینکار خرده ای نگیریم و چاپ این قبیل آگهی رو برای اطلاع رسانی کاملا طبیعی بدونیم. حتی شاید به دلیل اینکه این آگهی ها منبع مهمی برای تامین مالی روزنامه ها هستن، اونها را ضروری هم قلمداد کنیم.

اما . . . 

واقعا اگر هدف این آگهی ها اطلاع رسانیه، الان و با این همه تغییرات اساسی در رسانه های عمومی؛ آیا صرف چاپ آگهی در یک روزنامه با تیراژ و گستره پخش محدود می تونه توجیه داشته باشه؟

به نظر من میشه با تعیین پایگاههای اطلاع رسانی الکترونیک (دقیقا مثل کاری که روزنامه رسمی برای ثبت شرکتها انجام داده) این آگهی ها رو به صورت خیلی گسترده تر و با امکان جستجو منتشر کرد.

البته شاید روزنامه ها خیلی از این پیشنهاد استقبال نکنن، اما به هر حال به نظرم به عنوان یه قشر فرهنگی، باید بیشتر به دنبال منطق کارهایی که انجام می دن باشن!

نقشه ایرانگردی بر اساس فصول مختلف سال

یکی از نقشه های مناسب برای گردشگری، می تونه نقشه ای باشه که بر اساس موقعیتهای زمانی مناسب مرز بندی شده باشه.

مثلا نقاطی که در فصل بهار دارای جاذبه هستند، روی نقشه با یه رنگ نشون داده بشن و اونایی که پاییز خوبی دارن، با یه رنگ دیگه. حتی میشه محدوده زمان بندی رو کوتاه تر کرد و مثلا صرفا نقاطی رو که در نیمه دوم اردیبهشت خیلی معرکه میشن؛ نشون داد.

یکی از خوبیای این نقشه می تونه انتخاب مقصد سفر در هر زمانی از سال باشه.

آخرش چی شد؟

 

خیلی وقتها اخبار مهمی رو میشنویم (مثل سقوط یه هواپیما) که کل جامعه خبری رو تحت تاثیر قرار میدن، اما اگه دقت کرده باشید در مورد نتیجه و عاقبت اونا اخبار کاملی منتشر نمیشه و چه بسا بعد از گذشت زمان زیاد اصلا فراموش بشه.

هر چند بعضی از خبرگزاری ها و نشریات تعدادی از سوژه های خودشونو پیگیری می کنن، اما در کل جامعه خبری وجود یه عنصر پیگیری کننده واقعا خالیه.

پیشنهاد من ایجاد یه خبرگزاری یا حداقل پایگاه خبریه که اخبار مهم رو مشخص کنه و همه ی پیگیری های مرتبط به اونا رو تا مشخص شدن علتها و روشن شدن تکلیف بلاتکلیفها با ذکر تاریخ و منبع منتشر کنه.

اینطوری هر وقت خواستیم بدونیم که علت سقوط فلان هواپیما چی بود یا اینکه مثلا چی به سر فلان اختلاس کننده اومد و اصلا اون چطور اختلاس کرده بود، می تونیم با اطمینان به این پایگاه مراجعه کنیم.

فراموش نکنیم که ما فراموش کننده ترین آدمهایی هستیم که علتها رو فراموش می کنن.

طراح ساندویچ خودت باش

اغلب رستورانها یه منوی از پیش طراحی شده دارن و کم پیش میاد که بر اساس سلیقه مشتری توی غذا (اعم از سنتی یا فست فود) تغییرات مهمی ایجاد کنن.

پیشنهاد من ایجاد یه رستوران تعاملیه. کافیه با استفاده از یه نرم افزار یا با تلفن همراهتون، ساندویچ خودتونو طراحی کنید. مثلا نوع نون، لایه هایی که روی هم قرار میگیرن، اندازه و مقدار اونا کاملا بوسیله خودتون طراحی میشن. بعد از ورود به رستوران، به طریقی شما طرح دلخواهتون رو به سفارش گیرنده منتقل می کنید و قاعدتا باید منتظر نتیجه درخواست خودتون هم باشید.

به نظر من یکی از نقاط قوت این طرح، باید نرم افزار طراحی اون باشه. داشتن محیط جذاب، گرافیک عالی و سهولت کاربرد از الزاماتشه. شاید بشه به یه جور شبکه اجتماعی هم تبدیلش کرد و توش غذاهای طراحی شده رو به اشتراک گذاشت.

البته نباید فراموش کرد که "کلیه مسوولیتها در مورد مزه بر عهده طراح می باشد"!

تقویم و طومار

روشهای متنوعی برای نمایش تقویم وجود داره. از تقویمهای رومیزی گرفته تا تقویم های دیواری و سررسیدها. اما به نظر من جای یه مدل تقویم توی این همه مدل خالیه و اون هم یه تقویم کاملا پیوسته است که به صورت یه طومار (رول) جمع شده باشه. در واقع این تقویم از دو استوانه و یه کاغذ بسیار بلند تشکیل شده که طبیعتا در ابتدای سال همه ی اون دور یکی از استوانه ها پیچیده شده. به تدریج وقتی شروع به چرخوندن استوانه دوم می کنید، کاغذ دور این استوانه پیچیده میشه و شما می تونید گذر زمان رو ببینید. 

می شه با طراحی در ابعاد مختلف، تقویمهایی صرفا برای نمایش زمان یا حتی برای نوشتن وقایع یومیه و خاطرات تهیه کرد. آخر سال هم طوماری از عمر یکساله خواهید داشت که مطمئنا چرخوندنش خالی از لطف نیست.

پیشنهاد مردم

اغلب روزنامه ها و نشریات ستون یا صفحه ای رو برای انعکاس پیامهای خواننده هاشون اختصاص می دن. بخش زیادی از این مطالب هم گله گذاری و به عبارتی "غر زدن" های اجتماعی هستند و اغلب فقط باعث تحریک حس همدردی یا واکنش مختصر و نه چندان کار راه انداز مسوولین می شن.

پیشنهاد می کنم این نشریات بخشی از صفحات خود را به "پیشنهاد مردم" اختصاص بدن. یعنی توی یه ستون یا بخشی از یه صفحه فقط مطالبی که محتوای پیشنهادی دارن منتشر بشه و دیگه از جمله های غم انگیز خبری، خبری نباشه.

حداقلش اینه که علاوه بر مطرح شدن مشکل در بطن پیشنهاد، روش حل اون هم برای مسوولینی که راه حل رو نمی دونن آشکار میشه.

خلال هویج

به نظرم با بسته بندی خلالهای هویج، میشه نیاز اون دسته افرادی که به یه خوردنی ترد و شیرین و سالم علاقه دارن رو تامین کرد. خلالها باید حداقل 7 تا 10 سانتیمتر طول داشته باشند و احتمالا با یه بسته بندی جذاب میشه بازار خوبی براش پیدا کرد.

جوراب شوی

یکی از معضلات زندگی امروز، مساله بوی بد جورابهاست! افراد کمی هستند که هر شب جورابهاشونو میشورن و بقیه معمولا تا رسیدن موعد رختشویی با بوی بد اونا سر می کنن.

به نظرم میشه دستگاه خیلی کوچیکی صرفا برای شستن جوراب ساخت؛ حتی با کمی خوش فکری میشه اونو بدون نیاز به برق طراحی کرد.

در اینصورت کافیه به محض ورود به خونه جورابها رو به همراه یک لیوان آب و مقدار کمی شوینده توی اون بریزید و کوکش کنید و صبح روز بعد جورابهای خشک شده و البته تمیز رو از اون تحویل بگیرید.