مانیتور سیاه و سفید
(شاید بعضی از کارتهای گرافیک یه همچین امکانی رو داشته باشن، ولی همه که از اون کارت گرافیکا ندارن!)
ايـــــــده هـــــايـــــي دربــــــاره ي هــــــمـــــه چـــــيــــــز
(شاید بعضی از کارتهای گرافیک یه همچین امکانی رو داشته باشن، ولی همه که از اون کارت گرافیکا ندارن!)
به نظرم میشه یه وسیله ای ساخت که با اتصال اون به بادکنک (قبل از باد کردن) دیگه نیازی به نگداشتن دهنی با انگشت در حین دمیدن و همینطور گره زدن آخر کار نداشته باشیم.
یه چیزی شبیه شیر یکطرفه ای (valve) که در تیوبهای دوچرخه و ماشین و ... استفاده میشه. منتهی مخصوص بادکنک.
احتمالا جنس این ابزار باید پلاستیکی و چند بار مصرف باشه. اگه قابل شستشو هم باشه که دیگه چه بهتر.
مهمترین کار این نظام مشارکت، گرفتن ایده های تازه برای صرفه جویی، بهبود کیفیت، افزایش ایمنی، بالا بردن روحیه و ... هست که معمولا با مشوقهایی هم همراهه. البته اگه درست اجرا بشه (به پیشنهادهای خوب عمل بشه!) سازمان رو متحول می کنه.
مشکلی که الان هست، جزیره ای بودن اجرای این روش جذب ایده ها و پیشنهاداته. یعنی هر اداره و سازمانی برای خودش یه نظام مشارکت داره و بقیه از نتایج اون بی خبرن. البته شاید پیشنهادهای یک سازمان تخصصی به درد یه شرکت دیگه نخوره، اما بالاخره همه ی سازمانها توی یه چیزهایی مشترکاتی دارند و حداقلش اینه که می تونن از ایده های تولید شده الهام بگیرن.
به نظرم میشه با ایجاد یک سازمان یکپارچه، فرایند نظام پیشنهادات همه ی سازمانها رو به صورت متمرکز مدیریت کرد. یکی از محاسن این کار به اشتراک گذاشتن ایده های تولید شده است. ضمن اینکه میشه نتایج اجرایی شدن طرحها رو هم منتشر کرد. مسابقات و جوایز طرحهای برتر رو اجرا کرد و ...
این سازمان می تونه دولتی و یا به صورت یک تشکل مردم نهاد هم شکل بگیره.
به نظرم میشه با طراحی و اضافه کردن یه سیکلون (یه استوانه که جریان هوای ورودی از کنارش وارد و از بالاش خارج میشه؛ البته نه به همین سادگی!) برای جاروبرقی های معمولی، مایعات رو هم با اونا جمع آوری کرد. این سیکلون می تونه از جنس پلاستیک ساخته بشه و ورودی و خروجی های استاندارد شلنگهای جاروبرقی رو داشته باشه.
کافیه لوله خرطومی جاروبرقی رو قبل از وصل شدن به بدنه ی جارو، به ورودی این سیکلون بدیم و خروجی سیکلون رو بزنیم به ورودی جاروبرقی.
یکی دیگه از مزایای همچین وسیله ای جمع آوری قسمت زیادی از آشغالها توی مخزن سیکلون و دیرتر پر شدن و گرفتن فیلتر اصلی جاروبرقیه.
جعبه دنده ها (و سيستم انتقال قدرت از موتور به چرخها)، بر اساس قوانين ساده فيزيكي ساخته ميشن و وظيفه اونا تامين نيروي مورد نياز براي به حركت درآوردن يا حفظ سرعت اتوموبيله. انتخاب دنده مناسب براي حركت هم قطعا به دو عامل "سرعت خودرو" و "دور موتور" بستگي داره.
اگر چه خيليها به صورت تجربي و بدون آگاهي از رابطه اين دو پارامتر، استاد دنده كشي شدن و به خوبي هم رانندگي مي كنن؛ اما عده اي هم هستن كه بدون آگاهي از اين مساله و با حركت در دنده هاي "نابجا" باعث آسيب ديدن ماشين خودشون ميشن.
پيشنهاد مي كنم يه سيستمي طراحي و ساخته بشه كه با گرفتن اطلاعات دور موتور و سرعت خودرو، دندهي مناسب براي حركت رو به راننده اعلام كنه. اين دستگاه رو بايد جوري ساخت كه بشه اونو حتي روي ماشينهاي قديمي هم نصب كرد.
به نظرم ميشه با اختصاص قسمتي از جريمه ي فرد متخلف، به شخص شاكي، انگيزه هاي بيشتري براي كنترل بازار در افراد بوجود آورد.
تصور كنيد كه به خاطر گزارش يه گرونفروشي ساده، علاوه بر تنبيه متخلف؛ معادل بهاي جنس مورد معامله رو هم پاداش بگيريد (مثلا)! اونوقت ديگه هيچ وقت از اقدام براي شكايتتون صرف نظر نمي كنيد!
البته اينكار زمين تا آسمون با آدمفروشي فرق داره . . . !
شاید به نظر واجب نمیاد، ولی اطلاع از این کمیت فیزیکی خالی از لطف هم نیست!!
1. نوزادتون رو با هزار زحمت خوابوندین و حالا برای رفتن به خونه مجبورید از آسانسور استفاده کنید.
2. یه جمع سوگوار که سوار آسانسور میشن و اتفاقا سازنده هم از به آهنگ شیش و هشت (صرفا جهت رضایت بیشتر مسافرین) روی محصولش استفاده کرده!
و شاید موقعیتهای مشابه دیگه که نشون میده باید یه کلید کنترل یا قطع صدا -برای همچین مواقعی- توی اتاقک آسانسور وجود داشته باشه.
به نظرم اگه سيم سشوار از بالا متصل بشه، تا حدودي اين مشكلات برطرف ميشه. فقط كافيه يه سيم كشي از طرف سقف انجام بشه و سيم كشي داخل دستگاه هم (براي تغيير مسير) يه تغيير كوچولو پيدا كنه.
فقط يه مساله مي مونه. سيم بايد به يه روشي هميشه به طرف بالا نگهداشته بشه. راه حل اونم ساده است. با يه بازوي فنر دار (شبيه نگهدارنده مته هاي دندونپزشكي يا مكانيزمي كه شيلنگ پمپ بنزينها رو جمع مي كنه) ميشه اين مشكل رو هم حل كرد.
با اجراي اين طرح فقط كافيه كه آرايشگر دستشو بالا ببره، سشوار رو بياره و مشغول بشه. اينجوري روي ميز جلوي مشتري هم كمتر اشغال ميشه!
پيشنهاد مي كنم كه در ساعتهاي مشخصي از شب (مثلا 9 براي بچه ها و 11 براي بزرگترها) يه مسواك كوچيك و چشمك زن يه گوشه صفحه تلوزيون نمايش داده بشه، چيزي شبيه علامتي كه قبل از پخش پيامهاي بازرگاني چشمك مي زنه.
اين علامت مي تونه يه نمايشگر زمان هم داشته باشه و بايد حداقل به مدت 5 دقيقه به صورت مداوم توي صفحه ديده بشه.
البته تاثير گذار بودن اين طرح وقتي بيشتر ميشه كه همه ي شبكه هاي تلوزيوني همزمان اين كار رو انجام بدن.
ميشه با طراحي يك سامانه ي راي گيري بدون محدوديت زماني، اين مشكل رو حل كرد. به طور خلاصه ميشه گفت كه هر نفر مي تونه بدون محدوديت زماني به نماينده يا كانديداي مورد نظرش راي بده يا راي خودش رو از اون پس بگيره. با اين روش ديگه انتخابات ادواري هم حذف ميشه و ميشه گفت انتخاب نماينده ها هميشه در حال اجراست.
هر نفر فقط يه تعداد محدوديي راي داره و مي تونه اونا رو بين نماينده هاي مورد نظرش تقسيم كنه. افرادي كه كانديداي نمايندگي ميشن، اسمشون وارد ليست ميشه و مردم مي تونن به اونا راي بدن. هر كس هم كه بحد نصاب رسيد خودبخود نماينده ميشه. نماينده هايي كه به علت كم كاري از چشم مردم مي افتن، كم كم رايشون رو از دست ميدن و ديگه نماينده نخواهند بود.
از مزاياي اين سيستم ميشه به رقابت براي كار بيشتر و حذف هزينه هاي انتخابات سنتي اشاره كرد. البته اين روش به امنيت بالايي هم نياز داره كه با رشد تكنولوژي زياد جاي نگراني نداره.
استفاده از قلم نوري يا موسهاي ارگونوميك مي تونه راه حل خوبي باشه، اما همه كه از اين پولا ندارن!!
به نظرم ميشه با دادن يه زاويه حدود 30 تا 45 درجه به كف موس - به شكلي كه دست حالت گرفتن يه مداد رو بگيره - تا حدودي اين مشكل رو حل كرد. البته در اين صورت كارخانه سازنده بايد زحمت اين تغييرات مختصر رو به خودش بده.
براي اينكه درك بهتري از راحت بودن اين وضعيت داشته باشيد، مي تونيد همينجوري كه موس توي دستتونه، دستتون رو حدود 40 درجه به سمت راست (اگه راست دست هستيد) بپيچونيد!
شايد هم بشه يه وسيله ي جانبي براي همين موسها ساخت و اونا رو ارگونوميك كرد.