ايده هايي . . . همينجوري

ايـــــــده هـــــايـــــي دربــــــاره ي هــــــمـــــه چـــــيــــــز

نمایش مطالب علمی به سبک و سیاق نقشه های جغرافیایی

اگه با برنامه های نقشه های جغرافیایی مثل نقشه گوگل یا Google Earth کار کرده باشید، متوجه شدید که چقدر این برنامه ها "کاربر پسند" هستند و در بزرگنمایی های مختلف، اطلاعات متفاوتی رو در اختیار کاربر قرار میدن.

مثلا در یک نگاه کلی و از بالا، اسامی کشورها و شهرهای اصلی با خطوط مرزی اونا دیده میشن، اما با بزرگنمایی بیشتر حتی می تونیم به جزئیات کوچه ها، مغازه ها، شماره تماسها، نظرات کاربران و ... هم دسترسی داشته باشیم.

این مقدمه رو گفتم تا بتونید این ایده رو بهتر درک کنید. پیشنهاد من اینکه که نرم افزاری داشته باشیم که بشه با اون مطالب علمی رو به همین سبک و سیاق نمایش داد. مثلا با انتخاب فیزیک، شاخه های اصلی مثل مکانیک، الکتریسیته، گرما و ... رو ببینیم و با بزرگنمایی هر قسمت، سرفصلهای مرتبط به اونا دیده بشن.

این بزرگنمایی رو باید بشه تا مسایل خیلی تخصصی و مرز علم پیش برد. مثلا اگه در بخش حرارت متمرکز بشیم، باید بتونیم روی "تئوری ها" و "روابط" هم بزرگنمایی داشته باشیم و با تمرکز روی یک رابطه (مثلا رابطه ی انتقال حرارت تابشی) باید بتونیم روی تک تک پارامترها هم این قابلیت رو داشته باشیم و اطلاعات لازم رو بدست بیاریم.

مطمئنا این ایده برای پخته شدن به بحث بیشتری نیاز داره.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393ساعت   توسط مصطفي  | 

کی پشت دره؟

هر چند آیفونهای تصویری الان کارا رو راحت کردن، اما یه خرده تنبلی و مقدار زیادی حس کنجکاوی به ما میگه که کاش میشد تصویر اونایی که پشت در هستند رو یه جای دیگه هم دید.

مثلا بعد از زنگ زدن مهمان گرامی، برای چند ثانیه تصویرش توی تلویزیون دیده بشه (به شیوه تصویر در تصویر)، یا اینکه با استفاده از یه نرم افزار روی گوشی هوشمند، صاحبخونه بتونه روی گوشیش تصویر مهمونا رو ببینه.

حتی میشه یه بخشی رو هم برای ذخیره‌ی زنگهای از دست رفته اختصاص داد!

واضحه که کلیه پیشرفتهای علمی برای رسیدن به این هدف محقق شدن و فقط ساختن یه سخت افزار و رابط کاربری خوب بین آیفون تصویری و سایر گیرنده هاست (مثل تلویزیون، تلفن همراه، کامپیوتر و ...) که یه خرده همت می‌خواد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393ساعت   توسط مصطفي  | 

گیاه شناسی هوشمند

به نظرم میشه یه برنامه داشت که با عکس گرفتن از برگ یه گیاه، اونو شناسایی کنه و مشخصاتشو به ما بده. مثل روشهایی که برای تشخیص هویت انسانها از اونا استفاده میشه.

نوشتن این برنامه خیلی هم ساده نیست و به تجربه‌ی کار در زمینه پردازش تصویر نیاز داره، اما مطمئنا نتیجه اش برای خیلیها؛ از جمله بچه ها، دانشجوها، کوهنوردا، کشاورزا و ... شگفت‌آور خواهد بود.

تصور کنید که تنها با گرفتن دوربین تلفن همراهتون به سمت یه برگ، می تونید اسمشو پیدا کنید و کلی اطلاعات مفید راجع بهش بدست بیارید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393ساعت   توسط مصطفي  | 

در قابلمه، نه به همین سادگی

معمولا هر قابلمه ای برای خودش یه در داره که فقط و فقط یه در ساده‌س و در نوع پیشرفته‌اش یه سوراخ کوچولو هم داره که به مقدار محدودی بخار اجازه خروج میده.

به نظرم میشه یه در قابلمه‌ی نه چندان ساده داشت که کارای بیشتری انجام بده. مثلا بشه مقدار بخار خروجی از قابلمه رو با اون تنظیم کرد. یا اینکه بشه با پیش بینی یه مسیر خاص، بخارایی رو که روی در قابلمه میعان پیدا می کنن به داخل یا خارج از قابلمه هدایت کرد (بعد از گذاشتن درهای معمولی، باید این بخارها به داخل برگرده اما برای جلوگیری از سررفتن غذا، معمولا این درو کمی کج می ذارن که گاهی باعث میشه قطرات آب روی سطح گاز بریزه). حتی این در میتونه با طراحی خاصش جلوی سر رفتن محتویات داخل قابلمه رو بگیره. 

البته لازم نیست برای هر قابلمه ای یه در جدا ساخت، میشه همه‌ی قسمتهای اصلی و کنترل کننده رو برای سایز کوچیکتر ساخت و برای قابلمه‌های بزرگتر از قطعات جانبی که به بخش اصلی وصل میشن استفاده کرد.

حتی میشه روی اون جایی برای نصب یه همزن برقی با دور آهسته هم تعبیه کرد!

یادتون نره به نکات مهمی مثل سبک بودن و سهولت شستشو در طراحی همچین وسیله‌ای خیلی باید توجه کرد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم شهریور 1393ساعت   توسط مصطفي  | 

سوالهای سرگردان

به نظرم بد نیست یه شبکه اجتماعی بر مبنای سوالات ما شکل بگیره.

طرز کار این شبکه اینطوریه که بعد از عضو شدن می تونید سوالات خودتونو (با تعداد مشخص و طبق فرمول خاص با محدودیت تعداد کلمات) منتشر کنید. در ادامه اون سوال به صورت اتفاقی برای چند نفر فرستاده میشه.

افرادی که سوال رو دریافت می کنن باید به اون جواب بدن (مثلا میشه محدودیت تعداد کلمات رو اینجا هم گذاشت) و در صورت عدم پاسخگویی، طبق یه فرمول تعیین شده به تدریج از شبکه کنار گذاشته میشن.

پیشنهاد من اینه که عضویت همه به صورت ناشناس باشه و مثل بقیه شبکه های اجتماعی، توی اون اثری از ارتباطات مستقیم نباشه.

شاید بشه دریافت سوالات رو انتخابی کرد، به این معنی که بعد از مشخص کردن موضوعی مثل "خودرو"، فقط سوالات خودرویی برای شخص ارسال میشه.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم شهریور 1393ساعت   توسط مصطفي  | 

مراکز مشاوره حقوقی (مشاوره اولیه)

اگر چه وکلای حقوقی همین الان هم خدمات مشاوره ای ارایه میدن، منتهی با توجه به گرفتاریها و کمبود وقتشون اغلب هزینه های بالایی صرفا برای مشاوره دریافت می کنن.

پیشنهاد من تاسیس کلینیکهای مشاوره حقوقی با حق المشاوره های پایینه. مبلغی که به راحتی بشه پرداختش کرد و آدما را برای پیدا کردن راههایی برای احقاق حقشون ترغیب کنه.

از ساز و کارهای قانونی تاسیس همچین مراکزی اطلاع ندارم. ولی مطمئنا منظورم این نیست که مشاوران این مراکز وکلای پایه یک و پایه دو باشن. باید برای کم کردن هزینه ها باید از فارغ التحصیلان رشته حقوق استفاده کرد. (شاید به آزمونهای سخت گیرانه در این زمینه خاص نیاز نباشه).

مسلمه که مشاوره ای که توی این مراکز داده میشه خیلی جامع و کامل نیست، ولی می تونه روشهای پیگیری حقوقی و شانسهای ممکن رو نشون بده.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم شهریور 1393ساعت   توسط مصطفي  | 

استفاده از تونل مترو برای امداد

به نظرم با این اوضاع ترافیک بد نیست روی یه ساز وکار برای استفاده از تونلهای مترو برای امداد رسانی کار کرد.

به این معنی که یه خودروی امدادی (مثلا آمبولانس) خودشو به اولین ایستگاه مترو می‌رسونه و بعد از انتقال بیمار به داخل ایستگاه و با استفاده از یه وسیله‌ی مخصوص که می‌تونه توی تونلهای مترو حرکت کنه، فرد حادثه دیده به نزدیکترین مرکز درمانی رسونده میشه.

برای اجرایی شدن اینکار باید با یه آینده نگری حساب شده، مراکز اورژانسی در نزدیکی ایستگاههای مترو احداث کرد و البته پیش‌بینی مسیرهای امدادرسانی و ساختن وسیله‌ای مخصوص برای استفاده از ریلهای مترو هم لازمه.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم شهریور 1393ساعت   توسط مصطفي  | 

هم کولر، هم آبسردکن

به نظرم میشه با ترکیبی از لوله‌های سفالی و یک دمنده‌ی هوا، یه کولر آبی ساخت که چند تا مزیت داره. البته لوله‌های سفالی باید با آرایش خاصی در برابر جریان هوا قرار بگیرند که نتیجه اش مشابه مکانیزم کولرهای آبی سنتی (با استفاده از گرمای نهان تبخیر آب) خنک شدن هواست؛ و در این مورد آب داخل لوله ها هم خنک میشه (درست مثل خنک شدن آب داخل کوزه های سفالی).

اما مزیت های این کولر یکی اینه که با یه طراحی خوب و انتخاب سفال (سرامیک) مناسب میشه پمپ آب رو از این کولر حذف کرد. همینطور از آب سرد موجود در لوله‌ها میشه برای آشامیدن یا خنک کاری استفاده کرد.

فکر کنم ساختنش برای سفالگرا یا اونایی که به این صنعت نزدیک هستند خیلی آسون و کم خرج باشه. حتی میشه با یه دمنده‌ی کوچیک (مثل فن آشپزخونه) ساخت نمونه آزمایشی رو شروع کرد!

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم شهریور 1393ساعت   توسط مصطفي  | 

منو بشناس

خیلی از خصوصیات جسمی و رفتاری ما انسانها منحصر به فرد هستند. مثل اثر انگشت، طرح عنبیه چشم و  . . . که همین هم شده پایه و اساس شناسایی افراد.

بد نیست بدونید طرز راه رفتن یا نوشتن افراد هم منحصر بفرده، تا حدی که هیچ دو نفری نمی تونن مثل هم یه خط صاف بکشن!

به نظر من میشه این رفتارهای انحصاری رو بسط داد و از اونا استفاده کرد. یکی از چیزایی که به نظر من منحصر بفرده، طرز برداشتن اشیائه. فقط تصور کنید گوشی هوشمندتون شما رو از طرز برداشته شدنش از روی میز تشخیص بده؛ جالب نیست؟

به نظرم میشه به مدد سنسورهای موجود توی گوشی و یه برنامه نویسی خوب و هوشمند، حداقل چند قدم اولیه رو برای رسیدن به این هدف برداشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم شهریور 1393ساعت   توسط مصطفي  | 

تبدیل لباسهای قدیمی به وسایل قابل استفاده

همه‌ی ما لباسایی قدیمی داریم که بنا به دلایلی دلمون نمی‌خواد اونا رو دور بندازیم. جنس خوب، خاطره‌ی خوب یا هر دلیل دیگه‌ای می‌تونه مانع اینکار بشه.

یه راه اینه که اونا رو توی کمد لباس نگه داریم و هر از چندگاهی سری به اونا بزنیم. اما به نظرم میشه اونا رو به چیزای جالبتر و کاربردی تبدیل کرد. عروسک، کیف، جلد کتاب یا دفتر خاطرات و . . .

پیشنهاد من ایجاد یه شرکت صرفا برای انجام اینکاره. کاری که میشه با اینترنت هم به آسونی عملیش کرد.

+ نوشته شده در  شنبه یکم شهریور 1393ساعت   توسط مصطفي  | 

خودت بازآوری کن

هر چند این ایده برای کسانی که از سرعت اینترنت معقولی برخوردارن مفهومی نداره، اما به هر حال گاهی بستر ارتباطی اونقدر ضعیفه که حتی یک صفحه ساده رو هم نمیشه باز کرد. به نظرم بد نیست افزونه ای برای مرورگرهای اینترنتی ساخته بشه که تا زمان بارگیری کامل یک صفحه، دست از تلاش برنداره و دائما اون صفحه رو با دیدن پیغامهای خطا بازآوری کنه. همون کاری که ما با زدن کلیدهای Reload یا Refresh یا ... به صورت دستی انجام می دیم. منتهی بجای اینکه ساعتها جلوی مانیتور بشینیم و دایم دستمون روی کلید F5 باشه، جناب افزونه خودش اینکار رو انجام می ده و بعد هم می تونه با نواختن یه بوق خوشایند، ما رو از بارگذاری کامل اون صفحه باخبر کنه. اینترنتتون پردوام!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت   توسط مصطفي  | 

عمر مجازی

به نظر من باید برای همه اکانتها "عمر" تعریف بشه. چیزی که عملا بعضی از سرویسهای اجتماعی دارند و بعد از مدتی غیر فعال بودن، حساب کاربری رو پاک می کنند.
منتها میشه با یه سری فرمولها و روابط این موضوع رو جذاب تر کرد. مثلا این عمر ارتباط مستقیمی با تعداد ورود به حساب، تعداد ایجاد محتوا و اظهار نظر داشته باشه و مثل یه زندگی واقعی بشه اونو بیمار کرد!
اینجوری مجبوری اکانتتو زنده نگهداری.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم تیر 1393ساعت   توسط مصطفي  | 

مطالب قدیمی‌تر